#قانون_جهانی_انبساط
صابر ۱۳۹
بیحرکت، بیمار
از همه خسته و بیزار
توی برزخ بیست تا سی سال
افسردگی، بیحال
...
«بهرام نورائی»
شاید کمتر کسی باشه که جملهی یکجزئیِ «خستهم» رو نشنیده باشه. بعضیا هم یه «خسته میفهمی؟!» یا «جسمی نه، روحی» رو بهش میچسبونن. خب این یه حقیقتیه که باید باهاش کمتر کنار اومد. خستگی داره همه جای این دنیا رو فرا میگیره. وقتی دقیقتر نگاه میکنیم میبینیم پشت این خستگی یه انبساط یا گشادی پنهان شده!
دانشمندا - تا جایی که من شنیدم! - میگن جهان در حال انبساطه. خب چطوره این انبساط جهانی رو بهانهای کنیم برای انبساط شخصی؟! خب معمولاً این کُل هست که بر جز تأثیر میذاره. اما عزیز یه نگاهی به تئوری آشوب هم بندازیم بد نیستا! همون که میگه: تغییرات کوچیک در محیطهای بزرگ میتونه باعث تغییرات بزرگ بشه.
هوففففففففف از کجا شرو کنم؟! از نالههای مسخرهی ملت که شکست عشقی خوردن یا اونایی که فکر میکنن بدبختترینهای روی زمینن؟! بسه دیگه خواهرم/برادرم. پا شو به قول آرش «تکون بده» یه حرکتی بزن! تا کی میخوای بشینی دنبال یکی باشی بشینی بدبختیاتو براش تعریف کنی؟! همهی اینا بهونهس واسه پیشرفت نکردن ما. با نشستن و گریه کردن هیچ مردهای از گور پا نمیشه.
یکی از نزدیکان گفت: از یه جایی به بعد، گذشتهها گذشته نیس؛گذشتهها تموم شدهس. منم از این بزرگوار کمک میگیرم و مطلب - به نظر بعضیا شعاری و چرت و تکراری - رو به پایان میبرم. امروز، هرگز و هرگز برنمیگرده. پس بهترین تلاشتو بذار وسط.
پینوشت: کنکور :||||||||||| ننگ به نیرنگ تو :|||||||||||||||||||
راستینوشت: تغییر نه از فرداست، نه از شنبه! همین الانِ الانِ الآن...
نظرات (۴)