هیهات من الذله :|
خودم ۱۳۵
+آقا
-هوم
+پسرم
-هومم
+عزیز پاشو آخرشه!
-هوووممم؟!
+پاشو ایستگاه آخره دیگه :(
-آخ[خمیازه] ببخشید، ایستگاه آخرِ چی؟!
+تا الان فکر میکردم من خیلی داغونم! پاشو پسر پاشو. کرایه هم نمیخواد بدی. برو خدا پشت و پناهت
...
حالا بگذریم از این.
از مشابهاش هم بگذریم.
کلاً از بدبختی و اینا بگذریم دیگه :(
[در حال تفکر]
عی بابا. اینجوری که از همهی زندگی باید گذشت :| بازم عیبی نداره خو. خودمو که دارم :)♥♥
دلیلِ عنوان نوشت: یه گوشی راه ارتباطی با رفیقمون بود اونم امروز ترکید. فدای سرم، هوم؟ تا شقایق هست زندگی باید کرد! [شقایق نبود هم چشمم کور، دندم نرم، زندگی میکنم.] والللللا!
کامینگ سون نوشت: یه پست شیخ و مریدان میذارم امشب، کسی حال کرد بخونه :)
-تاتا
نظرات (۱)