#فرهنگ_بیفرهنگی_بیفرهنگی_فرهنگی
صابر ۱۲۰
[با این که با نویسندهی کتابی که عنوان رو ازش اقتباس کردم حال نمیکنم ولی... بگذریم]
سَمّ بیادبی همه جا را فراگرفته. حتی در مواردی بیان را نیز هم! در گروه تلگرام که یا پسران اعضای خانوادهی خود را در ویترین قرار میدهند و به حراج میگذارند ویا دخترها از اندام نداشتهشان سخن به میان میآورند! در اینستا جانِ گرام هم که تا تقی به طوقی [!] میخورد اکیپی گردهم میآیند و به سبز [آن هم سبز لجنی] نمودن پیج شخصی میپردازند که گویا پدر تک تکشان را سه بار اعدام کرده قبلاً...
فیض بوک ما هم که شده محفل روشعنفکرانی که ایسمایسم کنان جامهها میدرند و حنجرهها پاره میکنند تا ثابت کنند فلان شخص از آن یکی بهتر است یا به این میپردازند که چرا فلانی نمیمیرد آن هم چونان که گویی طرف جای آنها و چرت و پرت گفتنهایشان را گرفته. راستی از کِی ایرانیانِ مدعی مهد تمدن جهان بودن راضی به مرگ یک انسان میشوند؟!؟!
تویی تِررررر هم که کشته ما را با هشتگهای نفسگیرش. باز هم این یکی کمتر حواشی دارد. خدا را شکر که الحمدلله وگرنه ...
یاد این قسمت از قطعهی Toxitcity اثر System of a Down افتادم:
eating seeds as a pastime activity
تخمه شکستن به عنوان یه فعالیت وقت گذرون
the toxicity of our city, of our city
سَمّیت شهر ماست، شهر ما
ربطش هم همین بس که: کار ما شده لم دادن روی کاناپه یا دراز کشیدن روی فرش و زل زدن به صفحهی این گوشی بدمذهب که آخرش هم میشود این سمّی که این حقیر ذکر کرد.
پینوشت1: این متنو که نوشتم، دیدم ای بابا از موسیقی متال چه نتیجهی خفنی گرفتما! ناگفته نماند که با وجود گوشیدن متال هنوزم مسلمانیم به خدا!!! متال سوهان روحه [من که قمیم سوهان برام اینجا حکم ایهام داشت!]. خلاصتاً متال گوش دهید تا رستگار شوید [اتفاقاً بعضی گروهاشون عجیب آدمو ترغیب به پرستش خدا میکنن!]
شیخ بهایی هم در این مورد میفرمایند:
در میکده دوش زاهدی دیدم مست
تسبیح به گردن و صراحی در دست [صراحی: جام شراب]
گفتم ز چه در میکده جاکردی؟ گفت
از میکده هم به سوی حق راهی هست
[البته زاهد هم یه کم رِند بوده گویا:| ]
پینوشت2: در این متن هم از دختر گفته شد هم از پسر. نیاید بگید تبعیض جنسیتی کردی :((((((
نظرات (۲)