دِ هِل؟
خودم ۳۴۹
۲۱ آبان
با سلام و معذرت به خاطر کم کار شدنم [و باز هم میدونم مهم نیست براتون :): ]
و همچنین معذرت از اهالی ادب؛ آخه شعر نو [و نیز سپید] اساساً درونمایهای سیاسی یا اجتماعی داشته اما میبینید که با حسی احمقانه به نام «عشق» قاطیش کردم.
یه سری هم هستن برعکس خیلیا انقدر بااستعدادن و هنرمند ولی جایی نمیگن که ریا نشه. ای بلاگر گرانقدری که شعر نو میگید و توی وبسایت «شعرنو» دفتر شعری دارید، شعراتونو خوندم. کارتون عالیه D:
پرحرفی بسه. برم سراغ اصل مطلب:
مست نگاهت
بیمهی شخص ثالث نداشت
حداقل خسارتی بده
بابت تصادف با نگاهم
نیست هیچ شکایت
میهراسم افسر نیز
مجنون کروکیاش شود
«ژرف آژنگ»
اولین آهنگی که منو به دنیای راک و متال کشوند، همونطور که میرزای جان هم میدونه، Psycho از گروه Muse بود. ریف (در متال و راک ینی ملودی و ریتم) این آهنگ به قدری روم تأثیر گذاشت که تا یه هفته داشتم فقط همین یه آهنگو گوش میدادم. امشب با توجه اتفاقی که ظهر افتاد دوباره هوس کردم گوش بدم. رسید به اینجا:
Love, it will get you nowhere
عشق، به هیچجایی نمیرسونتت
دیدم ای بابا چقدر حرف دله. حالا هم تصمیم دارم بدون LOVE به این زندگی ادامه بدم تا جایی که بشه. آخه از یه طرف هم به قول منسون LOVE IS EVOL ینی «عشق شیطانه» [!]. خودمم فکر نمیکردم نسبت به عشق اینقدر تغییر موضع بدم :(
توضیح: EVOL یک نوع گفتاری از EVIL هستش.
نقل است از کتاب «خشتکی در میقات» که روزی شیخ در بلاد تایِ لند قصد شنا همیکردندی. ایشان که آیندهنگری از صفات بارزشان بود مایوی خود را از خشتک بیرونی به خشتک درونی خود منتقل نمودند و با حرکتی خشتکآسا به سوی دریا Dive کردندی. وی پس از فراغت از عیش و نوش برای انجام بازی پوکر به کافهی کنار ساحل رحلت نمود. حال آنکه خشتکی خالی از حتی یک پاپاسی داشت و نگران عمهی خود بود که در دیار غربت بر باد نرود. وی با خشتکدرمیانی کردن یکی از آشنایان خود در آن کافه بالاخره توانست در بازی شرکت نماید.
بازی شروع شد و با هر ثانیه که از بازی میگذشت شیخ قطرهای عرق مینوشید و قطرهای عرق میجوشید. پس از چند دست بازی بالاخره به نقطهی روکردن دستها رسید تا برندهی بازی نمایان گردد. شیخ که میدانست برگ برندهای ندارد با حرکتی جوانمردانه یک کارت از زیر خشتک خود را با یکی از کارتهای دستش معاوضه نمود و با رو شدن کارتها وی توانست Royal Flush نماید.
تمامی بازیکنان پس از دیدن این صحنهی فراخشتکدَرنده چهرهای اینگونه یافتند :|
حضار در صحنه که از خنده در حال گاز زدن خشتک یکدیگر بودند به ایشان لقب پوکرفیس دادند و بدینسان بود که با حماسهای دیگر از شیخنا، لغتی به گنجینهی زبان اضافه گشت و امروزه نیز شاهد گسترش روزافزون این اصطلاح هستیم.
در آخر شایان ذکر است که عمهی شیخ پس از باخبر شدن از این حماسهی شورانگیز از ایشان تشکر به عمل آوردندی و به مافیای آن کشور پول دادند تا عمهی یک یک بازیکنان پوکر را به صورت هذلولی مابین صحرای Nevada و آسمان آن صحرا به مدت 666 دقیقه روزانه معلق نگهدارند تا از ترویج این بازی خانمانسوز جلوگیری نماید. درود بر این عمه.
معنی برخی از اصطلاحات به کار برده شده:
تایِ لند: جایی که زمین از آنجا تا میخورد، نقطهی ثقل زمین [!!!]
Dive: شیرجه
Royal Flush: با ارزشترین و نادرترین سری کارتها در بازی پوکر
توصیهنوشت: پوکر بازی نکنید خوب نیست :|