#شادآمدم_شادآمدم_ازجمله_آزادآمدم
صابر ۱۸۲
البته باید بگم که چندین هزاران سال نشداااا (درجریانن اهل دل😊).
سلام و تبریک بابت روز طبیعت و همون سیزده بدر خودمون :)
قضیه از این قراره که من رفتم بعد دیدم تا صد سال هم منتظر بمونم اونی نمیشه که میخوام پس تصمیم گرفتم به قول پاپاهِت: کارپِ دیِم بِیبی D:
کف اینجی رَم باراتون گیلیمی سررررخ انداختمون :) [الان معلومه که از خوشحالی بابت تغییر قالب توی کیبورد گوشی خودم نمیگنجم یا واضحتر بگم؟؟؟]
طبق معمول، میدونم که براتون مهم نیست اما به خاطر این کنکورِ ... [جای خالی را با «عبارت» دلخواه پر کنید] خیلی خیلی کم پست میذارم.
یه معذرت خواهی هم بدهکارم به دوستانی که زیر متون زیباشون نظری نمیذارم. مطمئن باشید هر جور شده حتی با نت لایموت گوشی هم میام میخونم ولی معتقدم همیشه نباید نظر داد و البته که حضرت سعدی هم با من هم نظرن :) اگر هم برای متنی از من نظری نوشته نشده ناراحت نمیشم چون با دیدن پست اینستاگرامی که حاوی تف یک دختر خانوم هست و بالای چندصدتا لایک + کامنت داره به اندازهی کافی خاطرم جرواجر میشه 😡😬😠
همهی اینا چیزی از تنهایی و به قول یکی از دوستان سینگلی من کم نمیکنه اما به خودم میگم که کارپ دیم بیبی! [میدونم خیلی خودشیفته و بینمکم😶✌].
برای همگی آرزوی خوشحالی و موفقیت روزافزون دارم مخصوصاً سه نفر [یه رازیه بین من و خودم😏]
از میرزای قمی هم تشکر ویژه دارم برای عکاسیهای درجهی یکش [همون عکس بغل]: مُری ثنکس & یاعلی[از همون یاعلیا]😂✋
از نارفیقای عزیز هم تقاضا دارم تا میتونید دعا کنید به جایی نرسم در آینده؛ چون انتقام سختی میگیرم ازتون 😏😊😱
در آخر هم:
بی تو
از تو
به تو
مانده شدم
رانده شدم
خوانده شدم
تا تو
لحظهای
در هیاهوی این سکوت گوشخراش
ناآرامی مرا
آرامش دهی
«ژرف آژنگ»
ساعت 11:11شب😊 ، سیزدهم فروردین ماه سال 1395
نظرات (۴)