#حبس_ابدی
صابر ۱۵۴
۲۸ اسفند
حکم آن به ازای
هر دلی که دزدیده شد
یک ساعت حبس
تو الان باید
در حبس ابد میبودی!
ثانیهها میگذرند خواه و ناخواه
عمر من است میبرند آنها
گرچه ندارم کسی تا که بگویم
عاشقت هستم ای گل زیبا
ولی کسی هست که هر دم
نمیگذارد بمانم تک و تنها
«ژرف آژنگ»
پینوشت: میدونم این شعر از عروض هیچ بویی نبرده :|
من و تو
صبحانهای با طعم صدایت
از جنس بهاری نوشکفته
پایانی
بر این زمستان خفته
چه خیال خوشی!
خیال ماندنش بهتر است برایم
«ژرف آژنگ»
رو به پایین
سیری نزولی
اکیداً البته
اپسیلونی فشار
سقوط
خودکشی
یا زنده ماندن
تا ابد
ادامه میدهم
ادامه
تا ابد
«ژرف آژنگ»
دیروز توی حیاط مدرسه بودیم که یکی از دوستان فرمود: چرا مثل قدیم نیستی؟
-خوب قدیم چهجوری بودم؟!
+شعر که میخوندم از شعرای مختلف یه بهبه و چهچه خشک و خالی میکردی ولی حالا نه. حس شعرت خشکیده.
-[پایین انداختن سر] خوبه خودت میدونی. دیگه نیست...
+...
پینوشت: امیدوارم سال جدید رو با این حس لعنتی شروع نکنم که نابود میشم :(