#زنده_باد_اقتباس_خوب_من
صابر ۱۹۹
۲۳ ارديبهشت
یه دبیر ریاضی داریم [شایدم داشتیم!] انقدر این بشر گل بود و باحال اصن مستفیض که میشدی کنارش هیچ، هی میخواستی درس بده هی درس بده هی...
بالای صفحات دفتر ریاضیم، جملات حکیمانهی ایشون رو ثبت و ضبط کردم تا یادگاری بمونه. یکی از این جملات که شبیه شعر بود اینه:
شده بر محور xها عمود :||||||||
ینی این بشر حرف میزد طلا بود. منم با استفاده از این سخن که شبیه شعری از شاملو [!!!] بود یه شعر سرودم:
کمان ابروی تو
یا که تیر مژگانت
بوده که اکنون خطی
از درجهی یک
شده بر سهمی قلبم عمود
از این سو
به آن
«ژرف آژنگ»
پینوشت: کاش بعضیا بودن اینجا و میخوندن اینا رو.
پینوشت²: بعضیا دوست که نیستن، فرشتهن، عشقن، عزیز، ماه و... ^_^